قهرمان ميرزا عين السلطنه
7255
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
همينقدر گفت اگر مجلس اين قرارداد را امضاء كند مايهء اميدوارى است ، البته من سعى مىكنم كه مجلس تصويب كند . نظاير اينها زياد است . در مواقع جنگ بين الملل كرورها دادند خيانت نكرد . در قضيهء كودتا ، در قضيهء مستشارها . اين است كه با او دشمنى مىكنند . اگر ملت عالم بود آگاه بود محققا بهتر از اينها قدردانى مىكرد . دزدى جواهرات عيال نصرت السلطنه بعد صحبت سرقت به ميان آمد . من پرسيدم چقدر از مال شما را بردند . گفت من خودم چيز قابلى همراه نداشتم . فقط قدرى سوغات بود از قبيل ساعت انگشترى ، گل يخه . اما خانم هرقدر جواهر داشت همراه بود بردند . علت هم اين بود خانم جواهرات خود [ را ] كه مدهاى كهنه بود همراه برد آنجا مد جديد بسازد . در برلن براى آنكه از روسيه مىگذشتيم همه را توى يك قوطى حلبى سيگار گذاشتيم . قوطى را در كيف دستى خانم كه از خودش جدا نكند . همينطور با ما بود تا امامزاده هاشم كه سارقين از دستمان گرفتند . پرسيدم چه مبلغ قيمت آنها بود . گفت تسبيح مرواريد خوبى بود ، گوشوارهء برليان اعلا و روىهمرفته بيست هزار تومان قيمت آنها مىشد و خانم الساعه يك تكه جواهر به هيچ شكلى ندارد ( تازه مثل زينب شده است ) . پرسيدم كاغذجات چه همراه بود . گفت هيچ ، دو مفتاح رمز يكى مال رئيس الوزراء ، يكى مال وليعهد . توى كيف توالت من بود بردند . وضع روسيه از روسيه خيلى بد گفت . روز اول چيچرين ديدن ما آمد . مرد آگاهى بود . زبان فرانسه و انگليسى مىدانست . از ادبيات ايران خوب مسبوق بود . ما را به تياتر دعوت كرد . هفت روز مانديم . براى سه اطاق يكصد پوند پول گرفتند . اهل مسكو غالب بىلباس بودند . آنها هم كه داشتند پارهپاره ، خوشهخوشه ، كانّه رنده كردهاند . در هر پنج ذرع يك خانوار منزل دارد . اطاق صد ذرعى بيست خانوار كه دو سه خانوار آن جاسوس است . به هزار عنوان پول مىگيرند . در يكى از اين اطاقها يك خانوارى بود كه نارنگى خورده بود توى زنبيل پوست آن را مفتش پيدا كرد ، فورا كرايهء منزل او را دو برابر كردند . شهر مسكو خراب ، ويران فقط همان قشون سرخ است كه خوب مىپوشد ، خوب مىخورد ، خوب مىآشامد .